تبلیغات
@ @ @ Gap Do3tane @ @ @ - مطالب free message
 
@ @ @ Gap Do3tane @ @ @
بشنو از دوستان چون حکایت میکنند
صفحه نخست            تماس با مدیر            پست الکترونیک           RSS            ATOM
درباره وبلاگ


اینجا وبسایتی آزاد برای انتشار و شنیدن
سخنان زیبا ، دوستانه و البته حرفای نو
دوســـت داشـــتنی ها را باید نوشـــت
مدیران گروههای تلگرام و دوستانی که
میخواهند در گروهها عضو شوند مطلب

" دعوت به گروههای تلگرامی "

را بخوانند.

کانال تلگرام مدیر

https://t.me/RangaRang4


مدیر وبلاگ : free message
نظرسنجی
دوست دارید چه مطالبی در کانال رنگارنگ برای شما ارسال شود؟













وزیر بهداشت گفت:بر اساس مطالعات انجام شده میزان نیترات خیار و سیب نسبت به سایر میوه ها بیشتر است و افراد باید از مصرف سیب غافل نشوند. وزیر بهداشت با بیان اینکه مردم حتما میوه بخورند، از مردم خواست میوه هایی همچون سیب را با پوست مصرف نکنند.معاون وزیر بهداشت گفت: متاسفانه این موضوع نیز به كشاورزان سرایت کرده است و برای اینکه سیب و نارنگی زیباتر دیده شود، روغن پارافین را داخل گونی سیب می ریزند....





نوع مطلب : گالری سایت، 
برچسب ها : لطفا پوست سیب را بگیرید،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 19 آذر 1393
خیلی با مزه است





نوع مطلب : گالری سایت، 
برچسب ها : خیلی با مزه است،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 17 آذر 1393
Hasrate-peiade-ravy



نوع مطلب : Ashura، 
برچسب ها : شود روزی که در سجده بگویم رسیدم کربلا الحمدلله،
لینک های مرتبط :

شنبه 15 آذر 1393
MojasameA1

اﯾﻦ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺗﻮ ﺍﺳﭙﺎﻧﯿﺎ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺷﺪﻩ، ﺑﺎ ﻭﺟﻮﺩ ﺑﻪ ﺗﺼﻮﯾﺮ ﮐﺸﯿﺪﻥ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﺍﺯ ﻟﺤﺎﻅ ﻣﺮﺗﺒﻪ ﻭ ﺭﺗﺒﻪ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺗﺮ ﺍﺯ ﻣﺴﯿﺤﯿﺎﻥ ﻭ ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﻭ ﻫﻤﺎﻧﻄﻮﺭ ﮐﻪ ﻣﯿﺒﯿﻨﯿﺪ ﺯﯾﺮ ﭘﺎﯼ ﺁﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ، ﺍﻣﺎ ﻣﻮﺭﺩ ﺍﻧﺘﻘﺎﺩ ﺷﺪﯾﺪ ﯾﻬﻮﺩﯾﺎﻥ ﻗﺮﺍﺭ ﮔﺮﻓﺘﻪ
ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ ﺩﻟﯿﻠﺶ ﭼﯽ ﺑﺎﺷﻪ؟
**
ﻛﺴﻲ كه ﺍﻳﻦ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﺭﻭ ﺳﺎﺧﺘﻪ ﺍﺯﺵ
ﭘﺮﺳﻴﺪﻥ : ﻫﺪﻓﺖ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺖ ﺍﻳﻦ ﻣﺠﺴﻤﻪ
ﭼﻴﺴﺖ ؟؟
ﺍﻭ ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﻛﻪ ﻳﻬﻮﺩﻳﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻻﺗﺮ
ﺍﺯ ﻣﺴﻴﺤﻴﺎﻥ ﻭ ﻣﺴﻠﻤﺎﻧﺎﻥ ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﻨﺪ ﻭ
ﻣﺴﻴﺤﻴﺎﻥ ﺧﻮﺩ ﺭﺍ ﺑﺎﻻﺗﺮ ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ
ﻣﻴﺨﻮﺍﻧﻨﺪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﻦ ﺍﻳﻦ ﻣﺠﺴﻤﻪ
ﺭﺍ ﺳﺎﺧﺘﻢ ﺗﺎ ﺑﮕﻮﻳﻢ ﺁﻧﻬﺎ ﺳﺨﺖ ﺩﺭ
ﺍﺷﺘﺒﺎﻫﻨﺪ !!!
ﺍﺯ ﺍﻭ ﭘﺮﺳﻴﺪﻥ ﺧﺐ ﺑﺎ ﺍﻳﻦ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﻛﻪ ﺗﻮ
ﭼﻴﺰﻱ ﺭﺍ ﺛﺎﺑﺖ ﻧﻜﺮﺩﻱ ﺟﺰ ﮔﻔﺘﻪ
ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ! ؛!!
ﺟﻮﺍﺏ ﺩﺍﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ : ﻛﺎﻓﻴﺴﺖ ﺁﻥ
ﻣﺴﻠﻤﺎﻥ ﺍﺯ ﺳﺠﺪﻩ ﺑﺮﺧﻴﺰﺩ ﺁﻧﮕﺎﻩ ﻣﺘﻮﺟﻪ
ﻣﻴﺸﻮﻳﺪ ﻛﻪ ﭼﻪ ﺑﻼﻳﻲ ﺳﺮ ﻳﻬﻮﺩﻳﺎﻥ ﻭ
ﻣﺴﻴﺤﻴﺎﻥ ﻣﻲ ﺁﻳﺪ....!
این مجسمه مردم یهود را خشمگین ساخت علی رقم اینکه آنها بالای مسیحی و بالای مسلمان هستند
چرا که دانستند که اگر مسلمان قیام کند دیانات باقی سقوط خواهند کرد.





نوع مطلب : پیغام آزاد، 
برچسب ها : ﻫﺪﻓﺖ ﺍﺯ ﺳﺎﺧﺖ ﺍﻳﻦ ﻣﺠﺴﻤﻪ ﭼﻴﺴﺖ ؟؟،
لینک های مرتبط :

شنبه 15 آذر 1393
در هنگام نزول باران سوره ی انفطار را بخوانید

امام صادق "علیه السلام"میفرماید:هرکس سوره ی انفطاررادرهنگام بارش باران بخواند،خدابه اندازه تمام قطرات باران اوراموردبخشش قرار میدهد.
��������
سورة الإنفطار

بسم الله الرحمن الرحیم

إِذَا السَّمَاء انفَطَرَتْ * وَإِذَا الْكَوَاكِبُ انتَثَرَتْ * وَإِذَا الْبِحَارُ فُجِّرَتْ * وَإِذَا الْقُبُورُ بُعْثِرَتْ * عَلِمَتْ نَفْسٌ مَّا قَدَّمَتْ وَأَخَّرَتْ * یَا أَیُّهَا الإِنسَانُ مَا غَرَّكَ بِرَبِّكَ الْكَرِیمِ * الَّذِی خَلَقَكَ فَسَوَّاكَ فَعَدَلَكَ * فِی أَیِّ صُورَةٍ مَّا شَاء رَكَّبَكَ * كَلاَّ بَلْ تُكَذِّبُونَ بِالدِّینِ * وَإِنَّ عَلَیْكُمْ لَحَافِظِینَ * كِرَامًا كَاتِبِینَ * یَعْلَمُونَ مَا تَفْعَلُونَ * إِنَّ الأَبْرَارَ لَفِی نَعِیمٍ * وَإِنَّ الْفُجَّارَ لَفِی جَحِیمٍ * یَصْلَوْنَهَا یَوْمَ الدِّینِ * وَمَا هُمْ عَنْهَا بِغَائِبِینَ * وَمَا أَدْرَاكَ مَا یَوْمُ الدِّینِ * ثُمَّ مَا أَدْرَاكَ مَا یَوْمُ الدِّینِ * یَوْمَ لا تَمْلِكُ نَفْسٌ لِّنَفْسٍ شَیْئًا وَالأَمْرُ یَوْمَئِذٍ لِلَّهِ *

صَدَقَ اللّه العَلیّ العَظیم

、ヽ`ヽ、ヽ`、ヽمطرヽ`、ヽ`、ヽ、ヽ`ヽ、、ヽ`ヽ`、``、ヽ`、ヽ`、、ヽヽ`、``、、ヽ``、مطرヽ`、``、`ヽ、ヽヽ


خدایابحق این باران به خانواده ودوستان خوبم وهمه کسانی که میشناسم سلامتی بده وانهارالباس عافیت بپوشان .
وناراحتی راازانهادورکن ای همدم بی همتایان وتمام آرزوهای آنهارابرآورده کن (آمین یارب العالمین)




نوع مطلب : پیغام آزاد، 
برچسب ها : در هنگام نزول باران سوره ی انفطار را بخوانید،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 12 آذر 1393
علم پزشکی ثابت کرده است که شکستن دل واقعیت است.

یعنی وقتی دل کسی میشکند در قلب اتفاقی می افتد؛مثل یک خون ریزی کوچک یا یک جراحت ....

که حتی می تواند منجر به سکته قلبی شود....

تو دوست خوب من ...

هم مراقب دل خودت باش

هم دل دیگران...

دل شکستن هنر نیست .....

مواظب عواقبش باش

از عواطف انسانی که ارگانهای بدن را ضعیف میکند:
۱_ عصبانیت: کبد را ضعیف میکند.
۲_ غم و غصه: ششها را ضعیف میکند.
۳_ نگرانی: معده را ضعیف میکند.
۴_ استرس:قلب ومغز را ضعیف میکند.
۵_ ترس: باعث از کار افتادن کلیه ها میشود.

جلوگیری از این عواطف منفی میتواندباعث سلامتی شما گردد،پس خونسرد باشید،خوب نگاه کنید،خوب احساس کنید وخوب عمل کنید.

شاد باشید و درهمه حال لبخند بزنید.

هر صبح، پلکهایت،
فصل جدیدی از زندگی را ورق می زند،
سطر اول همیشه این است:

"خدا همیشه با ماست"
 پس بخوانش با لبخند...




نوع مطلب : پیغام آزاد، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

سه شنبه 11 آذر 1393
دختری یک تبلت خریده بود.

پدرش وقتی تبلت را دید پرسید: وقتی آنرا خریدی اولین کاری که کردی چی بود؟

دختر گفت: روی صفحه اش را با برچسب ضدخش پوشاندم و یک کاور هم برای جلدش خریدم.

پدر: کسی مجبورت کرد اینکار را بکنی؟
دختر: نه!
پدر: به نظرت با این کارت به شرکت سازنده اش توهین شد؟

دختر: نه پدر، اتفاقا خود شرکت توصیه میکند که از کاور استفاده کنیم.

پدر: چون تبلت زشت و بی ارزشی بود اینکار را کردی؟

دختر: اتفاقا چون دلم نمیخواهد ضربه ای بهش بخوره و از قیمت بیفته این کار را کردم.

پدر: کاور که کشیدی زشت شد؟

دختر: به نظرم زشت نشد؛ ولی اگه زشت هم میشد، به حفاظتی که از تبلتم میکنه می ارزه.

پدر نگاه با محبتی به چهره دخترش انداخت

و فقط گفت: "حجاب" یعنی همین




نوع مطلب : گپ دوستانه، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

دوشنبه 10 آذر 1393
 درژاپن مردمیلیونری برای دردچشمش درمانی پیدا نمیکرد

بعداز ناامید شدن ازاطباء پیش راهبی رفت

 راهب به او پیشنهادکردبه غیر از رنگ سبز به رنگ دیگری نگاه نکند

وی پس ازبازگشت دستورخرید چندین بشکه رنگ سبز را دادو

همه خانه رارنگ سبز زدند

همه لباسهایشان را

و وسایل خانه وحتی ماشینشان رابه رنگ سبز تغییر دادند

و چشمان او خوب شد.

 تااینکه روزی مردمیلیونر راهب رابرای تشکربه منزلش دعوت کرد

 زمانیکه راهب به محضر میلیونر میرسدجویای حال وی میشود

 مردمیلیونر میگوید:
خوب شدم
 ولی این گرانترین مداوایی بود که تابه حال داشته ام...

راهب باتعجب گفت اتفاقااین ارزانترین نسخه ای بوده که تجویز کرده ام

برای مداوا

تنهاکافی بود

عینکی باشیشه سبز
 تهیه میكردید !!

برای درمان دردهایت،
 نمیتوانی دنیاراتغییردهی.

بلکه باتغییرنگرشت میتوانی دنیارابه کام خوددربیاوری

تغییردنیاکاراحمقانه ایست

ولی
تغییرنگرش

 ارزانترین و موثرترین راه است.




نوع مطلب : پیغام آزاد، 
برچسب ها : با تغییر نگرشت میتوانی دنیا را به کام خود دربیاوری،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 9 آذر 1393

چند وقتی ست که با شنیدن نام "مذاکره" حالت تهوع میگیرم.
نزد طبیبی حاذق رفتم
گفت ریشه تهوعه ات عصبی ست
گفت بعضی وقت ها آدم با شنیدن نامی چون ناخواسته یاد ماجرایی بد می افتد، برایش تداعی منفی میشود و بعد به معده اش میزند...
به فکر فرو رفتم
یادم آمد
چندی پیش در کلاس تاریخ وقتی برای اولین بار معلممان ماجرای حکمیت در جنگ صفین را کامل توضیح داد، آنقدر قرمز شده بودم که نزدیک بود از هوش بروم.
آخر معلم تاریخمان میگفت که امیرالمومنین ع جنگ را برده بود
در دقیقه 90 برخی شعار تعامل سر دادند و اصلا یادشان رفت معاویه همان فرزند هند جگرخوار است
علی ع را به پای میز "مذاکره" کشاندند و جنگ برده اش را ناتمام گذاشتند
هر چه علی ع گفت "مذاکره" خدعه دشمن است، اینها میخواهند جنگ باخته را دوباره ببرند کسی گوش نکرد که نکرد
تازه حاضر نشدند مالک را که نماینده علی ع بود به مذاکره بفرستند
گفتند مالک جنگ طلب، خشن و غیر منعطف است
سرآخر پایشان را در یک کفش کردند که الا و بلا باید ابوموسی اشعری برای مذاکره برود
علی ع گفت من به ابوموسی مطمئن نیستم. آنها گفتند شما بدبین هستی. ابوموسی خوب و انقلابی ست
علی ع گفت من به نتیجه این مذاکرات خوشبین نیستم. شما به هدفی که ازین مذاکرات دارید نمیرسید.
گفتند در مذاکرات خوشبینی و بدبینی معنا ندارد
علی گفت باشد مذاکره کنید، این هم تجربه ای میشود برای مردم که بفهمند به ترسوها و آنها که پای مقاومت ندارند نباید اعتماد کرد
مذاکره ابوموسی و عمر و عاص شروع شد
تا مدتها متن مذاکرات محرمانه بود
علی ع مالک را فرستاد تا به ابوموسی بگوید ما پشتیبان توایم، مبادا به عمرو عاص اعتماد کنی، او شیطان بزرگ است...
ابوموسی ابرو در هم کشید و به مالک گفت: شما توهم توطئه دارید، عمروعاص مودب و باهوش است. اگر او به من قولی دهد به او اعتماد میکنم.
روز اعلام نتیجه مذاکرات حکمیت شد
در مذاکرات محرمانه با هم non paper البته به طور شفاهی امضا کرده بودند که هر دو علی ع و معاویه را عزل کنند و امر را به رای عمومی بگذارند.
در مسجد عمروعاص اول به ابوموسی تعارف زد. گفت تو بزرگ مایی. ابوموسی خندید و بالای منبر رفت و گفت: چنانکه این انگشتر را از دست در می آورم علی ع را از خلافت عزل میکنم. بعد پایین آمد و با لبخند به عمروعاص بفرما زد
عمروعاص بالا رفت و گفت چنانچه این انگشتر را از دست در میآورم علی ع را خلع و چنانچه دوباره این انگشتر را به دست میکنم معاویه را نصب مینمایم!
ابوموسی خشکش زده بود
اما علی ع از همان ابتدا خوشبین نبود
.
.
.
اینچنین معاویه جنگ باخته را با مذاکره برد
.
.
.
تازه فهمیده بودم چرا این روزها با شنیدن نام "مذاکره" حالت تهوع میگرفتم
.
.
.
ذکر این روزهایم این است:
مالک کجایی که علی ع تنهاست!





نوع مطلب : دل نوشته های دوستان، 
برچسب ها : اندر حــــکایات مــــذاکــــره،
لینک های مرتبط :

جمعه 7 آذر 1393

تصاویر ارسالی با موضوع حجاب از Alim_hijab

hijab_1

hijab_2


ادامه مطلب


نوع مطلب : گالری حجاب، 
برچسب ها :
لینک های مرتبط :

جمعه 7 آذر 1393
امام خامنه ای در خاطره ای که برای مرحوم علی اکبر پرورش تعریف کرده اند اینگونه برخورد امام با دولت مستکبر امریکا را تشریح می کنند:در اواخر جنگ به ما اطلاع قطعی دادند که ناوگان دریایی آمریکا در حال حرکت به سمت خلیج فارس است. این خبر خیلی مهمی بود، من هم به آقای هاشمی و به چند تای دیگر گفتم و به این نتیجه رسیدیم که باید برویم به امام اطلاع بدهیم. به احمد آقا تلفن کردیم و 5-6 نفری رفتیم خدمت امام. در آن جلسه آقای هاشمی، آقای موسوی اردبیلی، من و چند تا از فرماندهان نظامی حاضر بودیم.امام فرمودند چه شده که دیر وقت آمدید؟ گفتیم ما آمدیم یک خبری را خدمتتان عرض کنیم. گفتیم که آقا ما اطلاعاتی که داریم نشان می دهد ناوگان دریایی آمریکا دارد به سمت خلیج فارس می‌آید. آمدیم ببینیم که نظر شما چی است؟امام فرمودند که این ناوگان چقدر به ما نزدیک است؟ گفتیم مثلا حدود 500 کیلومتر فاصله دارد. بعد امام گفتند که این ناوگان دریایی را رصد کنید همین که نزدیک شد دو تا موشک به آن شلیک کنید. با موشک هایی که دارید بزنیدش. نظامی های جلسه گفتند که بله آقا ما می‌توانیم بزنیم، اما این ناو آمریکا است و مساله خیلی حساس است. اما امام فرمودند دو تا موشک پشت سر هم شلیک کنید.خلاصه هرچی در آن جلسه گفته شد، امام گفتند که دو تا موشک شلیک کنید. خود ماها یک مقدار تعجب کردیم و برایمان باورکردنی نبود. دائم در جلسه من و آقای هاشمی به هم نگاه کردیم. امام دیدند که مثل این که جلسه برای شلیک موشک مجاب نشد. فرمودند که نظر من همان است اما شور کنید، به هر نتیجه‌ای که رسیدید من هم قبول دارم. البته نظر من همان است که گفتم، اما اگر به نظر دیگری رسیدید همان را انجام بدهید.موقعی که داشتیم از محضر امام خارج می‌شدیم، امام گفتند که آقای خامنه ای شما بمانید، من برگشتم. امام فرمودند من هنوزم نظرم همان شلیک دو موشک است.این را بدانید که هر وقت بخواهید با آمریکا و انگلیس مسامحه کنید، فشارشان را بیشتر می کنند. بهترین کار با آمریکا این است که با شجاعت و شهامت با آن برخورد کنید. شما بعد از من یادتان باشد که با آمریکا نباید مسامحه کرد. باید با آن برخورد محکم کرد و نترسید که هیچ غلطی نمی تواند بکند.امام اینها را به من گفتند و ما آمدیم بیرون.                                           




نوع مطلب : کربـــــــلایی عمل کن، 
برچسب ها : ســازش با آمریــکا : آری یا نـه،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 3 آذر 1393
ﺳﺮ ﮐﻼ‌ﺱ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩﯾﻢ. ﭼﻨﺪ ﻧﻔﺮ ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺗﻪ ﮐﻼ‌ﺱ ﺟﻠﺴﻪ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﯾﮑﯽ ﺷﺎﻥ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻋﮑﺲ ﺍﻣﺎﻡ ﻭ ﺭﻫﺒﺮﯼ ﺩﺭﺍﺯ ﮐﺮﺩ ﻭ ﺑﺎ ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﺁﻗﺎ ﮔﻔﺖ:«ﺍﺻﻼ‌ ﺍﯾﻦ ﯾﺎﺭﻭ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﭼﯿﮑﺎﺭ ﮐﺮﺩﻩ؟ ﻫﻤﻪ ﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻫﻤﯿﻦ ﯾﻪ ﻧﻔﺮ ﺑﺎﻫﺎﻣﻮﻥ ﺩﺷﻤﻦ ﺷﺪﻩ. ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﺩﺍﺭﻥ ﺗﺤﺮﯾﻤﻤﻮﻥ ﻣﯿﮑﻨﻦ ﻭ ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﮔﺮﻭﻧﯽ ﻭ ﺗﻮﺭﻡ، ﻣﺮﺩﻡ ﺩﯾﮕﻪ ﺑﻪ ﻧﻮﻥ ﺷﺒﺸﻮﻥ ﻫﻢ ﻣﺤﺘﺎﺝ ﺷﺪﻥ ﻫﻤﺶ ﻫﻢ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺧﻮﺩﺧﻮﺍﻫﯽ ﻫﺎﯼ (امام)ﺧﺎﻣﻨﻪ ﺍﯾﻪ.»
ﺁﻥ ﯾﮑﯽ ﮔﻔﺖ:«ﺍﺻﻼ‌ ﺗﻮ ﺯﻣﺎﻥ ﺷﺎﻩ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺍﻵ‌ﻥ ﻣﻘﺎﯾﺴﻪ ﮐﻦ. ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺟﻨﮕﻨﺪﻩ ﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﺧﻮﺩﺵ ﻧﻤﯽ ﭘﺮﻭﻧﺪ ﺭﻭ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﺍﺩﻩ ﺑﻮﺩ، ﭼﻘﺪﺭ ﺗﻮ ﺍﯾﻦ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻋﺰﺕ ﺩﺍﺷﺘﯿﻢ، ﺻﺪﺍﻡ ﻋﯿﻦ ﻧﻮﮐﺮ ﺷﺎﻩ ﺑﻮﺩ. ﺣﺎﻻ‌ ﺍﯾﻦ (امام)ﺧﻤﯿﻨﯽ ﺍﻭﻣﺪ ﺑﻪ ﻗﻮﻝ ﺧﻮﺩﺷﻮﻥ ﺍﻧﻘﻼ‌ﺏ ﮐﺮﺩ، ﺯﺍﺭﺕ ﺻﺪﺍﻡ ﺣﻤﻠﻪ ﮐﺮﺩ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﺍﯾﻦ ﻫﻤﻪ ﮐﺸﺘﻪ ﻭ ﺯﺧﻤﯽ؛ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﻘﻼ‌ﺏ ﺟﺰ ﺿﺮﺭ ﻫﯿﭽﯽ ﻭﺍﺳﻪ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ.»
ﺍﺳﺘﺎﺩ ﮐﻪ ﻣﻨﺘﻈﺮ ﺍﺗﻤﺎﻡ ﺣﺮﻑ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺑﻮﺩ، ﺍﺯ ﺟﺎﯾﺶ ﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ. ﭼﻨﺪ ﻗﺪﻣﯽ ﺟﻠﻮ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺭﻭﺑﺮﻭﯼ ﺗﺎﺑﻠﻮ ﺍﯾﺴﺘﺎﺩ. ﺩﺳﺘﺶ ﺭﺍ ﺑﺎﻻ‌ ﺑﺮﺩ ﻭ ﺧﻮﺍﺳﺘﺎﺭ ﺧﺎﺗﻤﻪ ﯼ ﺑﺤﺚ ﺷﺪ. ﺣﺮﻑ ﻫﺎﯾﯽ ﺯﺩ ﮐﻪ ﻫﯿﭽﮑﺪﺍﻣﻤﺎﻥ ﺑﺎﻭﺭﻣﺎﻥ ﻧﻤﯽ ﺷﺪ. ﻗﯿﺎﻓﻪ ﺍﺵ ﺧﯿﻠﯽ ﺍﻣﺮﻭﺯﯼ ﻭ ﺷﯿﮏ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺍﺻﻼ‌ ﺑﻬﺶ ﻧﻤﯽ ﺁﻣﺪ ﮐﻪ ﺍﻫﻞ ﺍﯾﻦ ﺣﺮﻓﻬﺎ ﺑﺎﺷﺪ. ﮔﻔﺖ:«ﭼﻮﻥ ﻭﻗﺖ ﮐﻼ‌ﺱ ﮐﻤﻪ، ﯾﻪ ﭼﻨﺪ ﺟﻤﻠﻪ ﺍﯼ ﺧﺪﻣﺘﺘﻮﻥ ﻋﺮﺽ ﻣﯿﮑﻨﻢ. ﻣﻦ ﮐﺎﺭﯼ ﺑﻪ ﺧﻮﺑﯽ ﻭ ﺑﺪﯼ ﺍﯾﻦ ﺍﻧﻘﻼ‌ﺏ، ﺍﯾﻦ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﯾﺎ ﺣﺎﻻ‌ ﻫﺮﭼﯽ ﻧﺪﺍﺭﻡ. ﻭﻟﯽ ﺍﯾﻦ ﺁﻗﺎ(ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﻋﮑﺲ ﺭﻫﺒﺮﯼ) ﺭﻭ ﺗﺎ ﺍﻭﻧﺠﺎﯾﯽ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺷﻨﺎﺳﻢ، ﺍﻫﻞ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻣﯿﻞ ﻭ ﻟﺬﺕ ﺧﻮﺩﺵ ﻭﺍﺳﻪ ﻣﺮﺩﻡ ﻭ ﺣﮑﻮﻣﺘﺶ ﺩﺷﻤﻦ ﺟﻤﻊ ﮐﻨﻪ، ﺁﻗﺎ ﺍﺻﻼ‌ ﻣﮕﻪ ﻣﺎ ﻣﺮﯾﻀﯿﻢ ﮐﻪ ﮐﻞ ﺩﻧﯿﺎ ﺭﻭ ﺑﺎ ﺧﻮﺩﻣﻮﻥ ﺩﺷﻤﻦ ﮐﻨﯿﻢ؟ ﺍﺻﻼ‌ ﯾﻪ ﺳﻮﺍﻝ ﺩﯾﮕﻪ، ﻣﮕﻪ ﻫﺮ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﮐﻪ ﭼﻨﺪﺗﺎ ﺍﺑﺮﻗﺪﺭﺕ ﺑﺎﻫﺎﺵ ﺩﺷﻤﻦ ﺑﻮﺩﻥ، ﺩﺍﺭﻩ ﺭﺍﻩ ﺭﻭ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﻣﯿﺮﻩ؟(ﺳﮑﻮﺕ ﻣﺤﺾ ﺑﺮ ﮐﻼ‌ﺱ ﺣﮑﻤﻔﺮﻣﺎ ﺷﺪﻩ ﺑﻮﺩ.) ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﺍﮔﻪ ﺍﺭﺍﺩﻩ ﮐﻨﻪ ﺑﻪ ﻫﺮ ﮐﺸﻮﺭﯼ ﺑﺨﻮﺍﺩ ﺣﻤﻠﻪ ﻣﯿﮑﻨﻪ. ﻣﮕﻪ ﻋﺮﺍﻕ ﻧﺒﻮﺩ؟ ﻣﮕﻪ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻧﺒﻮﺩ؟ ﭼﺮﺍ ﺟﺮﺋﺖ ﻧﻤﯿﮑﻨﻪ ﻧﮕﺎﻩ ﭼﭗ ﺑﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﻨﺪﺍﺯﻩ؟ ﻫﻤﺶ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﻭﺟﻮﺩ ﺍﯾﻦ ﺁﻗﺎﺳﺖ(ﺍﺷﺎﺭﻩ ﺑﻪ ﻋﮑﺲ ﺭﻫﺒﺮﯼ) ﺍﻵ‌ﻥ 20 ﻭ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﯼ ﺳﺎﻟﻪ ﮐﻪ ﺍﯾﺸﻮﻥ ﺷﺪﻩ ﺭﻫﺒﺮﻣﺎ، ﺗﻮ ﺍﯾﻦ 20 ﻭ ﺧﻮﺭﺩﻩ ﺍﯼ ﺳﺎﻝ ﮐﻞ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﺗﻮﺳﻂ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎ ﻣﺤﺎﺻﺮﻩ ﺷﺪﻩ، ﺍﯾﻨﻮﺭ ﺍﺯ ﻋﺮﺍﻕ، ﺍﻭﻧﻮﺭ ﺍﺯ ﺍﻓﻐﺎﻧﺴﺘﺎﻥ ﻭ ﭘﺎﮐﺴﺘﺎﻥ. ﺍﯾﻦ ﺁﻗﺎ ﻧﺬﺍﺷﺘﻪ ﯾﻪ ﺟﻨﮕﻨﺪﻩ ﺁﻣﺮﯾﮑﺎﯾﯽ ﺟﺮﺋﺖ ﮐﻨﻪ ﺗﻮ ﺁﺳﻤﻮﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﺸﻪ. ﺍﻵ‌ﻥ ﻫﺮﭼﯽ ﺷﻤﺎ ﺍﻣﻨﯿﺖ ﺩﺍﺭﯾﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺭﺍﺣﺘﯽ ﺩﺭﺱ ﻣﯿﺨﻮﻧﯿﺪ ﻭ ﺑﺎ ﺁﺯﺍﺩﯼ ﮐﺎﻣﻞ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺣﮑﻮﻣﺖ ﺍﻋﺘﺮﺍﺽ ﻣﯿﮑﻨﯿﺪ، ﻣﺮﻫﻮﻥ ﻭﺟﻮﺩ ﻫﻤﯿﻦ ﺁﻗﺎﺳﺖ. ﺯﻣﻮﻥ ﺷﺎﻩ ﮐﻪ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻣﺜﻞ ﯾﮑﯽ ﺍﺯ ﺍﯾﺎﻟﺖ ﻫﺎﯼ ﺍﻣﺮﯾﮑﺎ ﺑﻮﺩﻩ. ﺭﻭﺳﺎﯼ ﭼﻨﺪ ﮐﺸﻮﺭ ﺑﺰﺭﮒ ﺑﻠﻨﺪ ﻣﯿﺸﻦ ﻣﯿﺎﻥ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﻭ ﻣﯿﺮﻥ ﺗﻮ ﯾﻪ ﺳﺎﺧﺘﻤﻮﻧﯽ، ﺑﻪ ﺷﺎﻩ ﺍﯾﻦ ﻣﻤﻠﮑﺖ ﮐﻪ ﻧﻤﺎﯾﻨﺪﻩ ﻣﺮﺩﻣﻪ ﻣﺤﻞ ﻧﻤﯿﺬﺍﺭﻥ. ﺁﺧﺮﺵ ﺷﺎﻩ ﺍﺯ ﺭﻭ ﻧﺎﭼﺎﺭﯼ ﺧﻮﺩﺵ
بلند ﻣﯿﺸﻪ ﻣﯿﺮﻩ ﺩﯾﺪﺍﺭﺷﻮﻥ ﮐﻪ ﺣﺘﯽ ﯾﻪ ﻧﻔﺮﺷﻮﻥ ﺟﻠﻮ ﭘﺎﯼ ﺷﺎﻩ ﺑﻠﻨﺪ ﻧﻤﯿﺸﻪ. ﺍﻵ‌ﻥ ﭼﯽ؟ ﮐﻞ ﺍﺗﻔﺎﻗﺎﺕ ﻣﻨﻄﻘﻪ ﻭ ﺷﺎﯾﺪ ﺑﺸﻪ ﮔﻔﺖ ﺟﻬﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﻈﺮ ﺍﯾﺮﺍﻥ ﺑﺴﺘﮕﯽ ﺩﺍﺭﻩ. ﺳﺎﺯﻣﺎﻥ ﻋﺪﻡ ﺗﻌﻬﺪ ﮐﻪ ﺩﻭﺳﻮﻡ ﮐﺸﻮﺭﺍﯼ ﺩﻧﯿﺎ ﺩﺍﺧﻠﺸﻦ، ﺭﯾﯿﺴﺶ ﺍﯾﺮﺍﻧﻪ. ﺍﯾﻨﺎ ﭼﯿﺰ ﮐﻤﯿﻪ؟ﺣﺎﻻ‌ ﺷﻤﺎ ﮔﯿﺮ ﺩﺍﺩﯾﺪ ﺑﻪ ﮔﺮﻭﻧﯽ ﻭ ﺗﺤﺮﯾﻢ، ﯾﻪ ﮔﺮﺑﻪ ﺭﻭ ﺑﻨﺪﺍﺯ ﺗﻮ ﻗﻔﺲ ﺑﻬﺶ ﺑﮕﻮ ﺑﻬﺖ ﮔﻮﺷﺖ ﻣﯿﺪﻡ ﻭﻟﯽ ﺍﮔﻪ ﺑﺮﯼ ﺑﯿﺮﻭﻥ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﻮﻥ ﺳﻔﺖ ﺑﺨﻮﺭﯼ، ﮔﺮﺑﻪ ﺍﮔﻪ ﺯﺑﻮﻥ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﯿﮕﻔﺖ ﺍﮔﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﻧﻮﻥ ﺳﻔﺖ ﺑﺨﻮﺭﻡ، ﺷﺮﻑ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﮐﻪ ﺗﻮ ﻗﻔﺲ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﺑﻬﻢ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺪﯼ. ﺣﮑﺎﯾﺖ ﻣﺎ ﻫﻢ ﻫﻤﯿﻨﻪ. ﺑﻬﻤﻮﻥ ﻣﯿﮕﻦ ﺑﺮﯾﺪ ﺗﻮ ﻗﻔﺲ ﺗﺎ ﺑﻬﺘﻮﻥ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺪﯾﻢ ﺍﯾﻦ ﺁﻗﺎ ﮐﻪ ﺍﻻ‌ﻥ ﻣﻦ ﻣﯿﮕﻢ ﺧﺪﺍﺭﻭﺷﮑﺮ ﺭﻫﺒﺮﻣﻮﻧﻪ ﻣﯿﮕﻪ ﻣﺎ ﺍﮔﻪ ﺁﺯﺍﺩ ﺑﺎﺷﯿﻢ ﻭ ﻧﻮﻥ ﺳﻔﺖ ﺑﺨﻮﺭﯾﻢ، ﺷﺮﻑ ﺩﺍﺭﻩ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﺷﻤﺎ ﺑﻬﻤﻮﻥ ﺗﻮ ﻗﻔﺲ ﮔﻮﺷﺖ ﺑﺪﯾﺪ. ﭘﺲ ﺑﺎ ﻋﻘﻠﺘﻮﻥ ﻣﺴﺎﺋﻞ ﺭﻭ ﺗﺤﻠﯿﻞ ﮐﻨﯿﺪ ﻧﻪ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺗﺘﻮﻥ.»ﺑﻌﻀﯽ ﺳﺮﻫﺎﯾﺸﺎﻥ ﺭﺍ ﭘﺎﯾﯿﻦ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺑﻮﺩﻧﺪ، ﺑﻌﻀﯽ ﻫﻢ ﻫﻨﻮﺯ ﺑﻪ ﭼﻬﺮﻩ ﯼ ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺯﻝ ﺯﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﺍﻣﺎ ﺻﺪﺍﯼ ﺯﻧﮓ ﺍﯾﻦ ﺳﮑﻮﺕ ﺳﻨﮕﯿﻦ ﺭﺍ ﺷﮑﺴﺖ. ﺍﻧﮕﺎﺭ ﺩﺍﺷﺘﻨﺪ ﻗﻨﺪ ﺩﺭ ﺩﻟﻢ ﺁﺏ ﻣﯽ ﮐﺮﺩﻧﺪ؛ ﻓﮑﺮ ﻧﻤﯽ ﮐﺮﺩﻡ ﮐﺴﯽ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺗﯿﭗ ﻭ ﻇﺎﻫﺮ ﺍﯾﻨﻘﺪﺭ ﺭﻭﺷﻦ ﻓﮑﺮ ﻭ ﻭﺍﻗﻊ ﺑﯿﻦ ﺑﺎﺷﺪ...




نوع مطلب : درس دانشجویی، 
برچسب ها : بهترین جوابها برای سخت ترین سوالهای اجتماعی،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 2 آذر 1393
جواب واقعا عالی

 سوال یک دختر بچه 9 ساله شیعه از تمام کارشناسان شبکه های وهابی:
ما در کلاس که 24 نفر هستیم،معلم ما وقتی میخاد از کلاس بیرون بره،به من میگه: خانم محمدی،شما مبصر باش تا نظم کلاس بهم نریزه...و به بچه ها میگه: بچه ها،شما گوش به حرف مبصر کنید،تا من برگردم
شما میگید پیامبر ص از دنیا رفت و کسی را به جانشینی خودش انتخاب نکرد،آیا پیامبرصلی الله علیه و آله،به اندازه معلم ما،بلد نبود یک مبصر و یک جانشین بعد از خودش تعیین کند که نظم جامعه اسلامی بهم نریزد؟!
 جواب مدیر اهل سنت به دانش آموز شیعه:برو فردا با ولیت بیا کارش دارم ,دانش اموز رفت وفرداش با دوستش اومد. مدیر گفت دخترچرا ولیتو نیووردی,مگه نگفتم ولیتو بیار ؟ دانش اموز گفت این ولیه منه دیگه .مدیر عصبانی شدو گفت : منظور من سر پرستته، پدرته، رفتی دوستتو آوردی؟ دانش اموز گفت : نشد دیگه اینجا میگی ولی یعنی سر پرست، پس چطور وقتی پیامبر میگه این علی ولی شماست میگید معنی ولی میشه دوست. بنازم به این بچه شیعه  




نوع مطلب : درس دانشجویی، 
برچسب ها : جـــواب واقعا عـــالی،
لینک های مرتبط :

شنبه 1 آذر 1393

دلــا فرزانگی کردن مهم است *** خــدا را بندگی کردن مهم است

چه مدت زندگی کردن مهم نیست *** چگونه زندگی کردن مهم است

نثر
دلا این زندگی جز یک سفر نیست *** گذرگاه است و راهش بی خطر نیست

چو خواهی با صفا باشی و صادق *** به جز راه خدا راهی دگر نیست

غم بیچارگان خوردن مهم است *** دلی از خود نیازردن مهم است

چه مدت زندگی كردن مهم نیست *** چگونه زندگی کردن مهم است

دلا با نفس جنگیدن مهم است *** عیوب خویش را دیدن مهم است

خطا باشد ز مردم عیب جویی *** خطای خلق بخشیدن مهم است

دلــا درد آشنا بودن مهم است *** به مردم عشق ورزیدن مهم است

 چه مدت زندگی کردن مهم نیست

                                    چگونه زندگی کردن مهم است
                                                                      





نوع مطلب : پیغام آزاد، 
برچسب ها : دلا فرزانگی کردن مهم است،
لینک های مرتبط :

جمعه 30 آبان 1393
شهید آیت الله دستغیب در کتاب "داستان های شگفت" خود این گونه می نویسد :
« زن و شوهری برای زیارت امام حسین (علیه السلام) ساکن کربلا می شوند. روزی مرد وارد قصابی می شود و مقداری گوشت می خرد و به حرم امام حسین (علیه السلام) می رود، بعد از زیارت به خانه برگشته و گوشت را به همسرش می دهد و می گوید آبگوشتی درست کن.
ظهر که می شود همسرش به مرد می گوید گوشت نپخته است و مرد می گوید اشکالی ندارد صبر کن تا شب بپزد. شب که می روند سراغ گوشت می بینند گوشت اصلا نپخته است و مرد قصاب را سرزنش می کنند که گوشت بی کیفیت به آنها داده است و می گذارند تا صبح بپزد.
صبح بیدار شدند دیدند گوشت هنوز نپخته است.
مرد ظرف غذا را می برد قصابی و می گذارد روی میز و می گوید مرد حسابی ما زائر امام حسین (علیه السلام) هستیم بی انصافی است به ما گوشت بی کیفیت بدهی، از دیروز صبح که گوشت را خریدم تا امروز صبح گوشت اصلا نپخته است. قصاب لبخندی زد و به او گفت وقتی گوشت را خریدی مستقیم رفتی داخل حرم امام حسین (علیه السلام) ؟ زائر گفت چطور ؟
بله رفتم. قصاب گفت مگر نمی دانی گوشتی که وارد حرم امام حسین (علیه السلام) شود آتش به او کارساز نیست، اگر می دانستم قصد زیارت داری به تو می گفتم. »
* یادآور می شوم که در روایات آمده است سوزاندن بدن زائر امام حسین (علیه السلام) بر آتش جهنم حرام است *
صَلَّی
اللهُ عَلَیکَ یا اَباعَبدِلله ... صَلَّی اللهُ عَلَیکَ یا اَباعَبدِلله ... صَلَّی اللهُ عَلَیکَ یا اَباعَبدِلله
وَ عَلی جَدِّکَ وَ اَبیک
وَ عَلی اُمِّکَ وَ اَخیک
وَ عَلی ذُریَّتک وَ بَنیک
وَ عَلی المُستَشهَدینَ فیک
وَ رَحمَتُ اللهِ وَ بَرَکاتُه




نوع مطلب : داستان، 
برچسب ها : آموزنده، داستانی از شهید آیت الله دستغیب،
لینک های مرتبط :

شنبه 24 آبان 1393


( کل صفحات : 11 )    ...   5   6   7   8   9   10   11   
آمار وبلاگ
  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :
----------------------------------------------- ----------------------------------------------- http://www.anjammidam.com/kareh/roustaei.amirhosein/42876?referrer_id=13113197 ----------------------------------------------- تیم آموزش ماهان تیموری ----------------------------------------------- بهداشت و سلامت ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- روزانه و اجتماعی ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- ورزش و تندرستی ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- تغذیه و آشپزی ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- خانه و خانواده ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- بازی و سرگرمی ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- علمی آموزشی ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- خلاقیت و نوآوری ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- طنز و داستان ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- فرهنگی و هنری ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- گرافیک و طراحی ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- فیلم و سریال ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- فلسفی و اخلاقی ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- اینترنت و کامپیوتر ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- تکنولوژی و فناوری ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- تاریخی و گردشگری ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- عکس و کاریکاتور ----------------------------------------------- ----------------------------------------------- معماری تخصصی حامی نو ----------------------------------------------- ---------------------------------------------------- --------------------------------------------------- اگر میخواهید شما نیز چنین موضوعاتی را در کنار وبلاگ خود داشته باشید کافی است در قسمت تنظیمات وبلاگ در کادر کد جاوا اسکریپت متن زیر را وارد کنید : جهت دریافت متن به فرمت ورد و پی دی اف لینک را در مرورگر خود کپی و پیست کنید -------------------------------------------------------------------- http://mitra.click/go/57a54e1db3394 -------------------------------------------------------------------- --------------------------------------------------------------------